• تاریخ: ۱۳۹۶-۰۷-۱۱
  • شناسه خبر: 33938

خشونت سیاسی پنهان علیه زنان

خشونت سیاسی علیه زنان در همه کشورها سابقه عریض و طویلی دارد. ...

اسپرو- این پدیده در برخی کشورهای همسایه آشکارا و به صورت قانونی قابل ملاحظه است. اما در برخی از کشورها علیرغم وجود قوانین متعدد که دسترسی برابر در انواع مشارکت را میسر ساخته است عوامل دیگری در جلوگیری از حضور سیاسی موثر هستند که می توان آنها را تحت عنوان “خشونت‌های پنهان سیاسی علیه زنان” نام نهاد. این نوع چالش ها عمدتا جنبه فرهنگی دارد و در کشورهایی که سالها تحت فرهنگ جدا‌سازی در همه امور اجتماعی میان زن و مرد بوده‌اند بیشتر به چشم می‌خورد.
در یکصدوسی و پنجمین اجلاس اتحادیه بین المجالس (IPU) سال ۲۰۱۶، انجمن نمایندگان زن پارلمان های جهان طی نشستی بحث آزادی کامل و امن زنان جهت مشارکت در فرآیند‌های سیاسی و موضوعی تحت عنوان “توقف خشونت سیاسی علیه زنان” را مطرح گردند. بحث خشونت سیاسی علیه زنان از جمله موضوعاتی است که اگرچه ابعاد آن هنوز تعریف نشده و در هر کشور ویژگی های خاص خود را دارد، اما به هر حال در یک اجماع پارلمانی در سطح همه کشورها تصویر “خشونت سیاسی علیه زنان” به شکلی واحد و قابل تامل شکل گرفته است.
خشونت سیاسی علیه زنان در همه کشورها سابقه عریض و طویلی دارد. در ایالات متحده آمریکا به طور آشکار مبارزه زنان برای رسیدن به عرصه‌های سیاسی از دهه ۵۰ ، تا رسیدن خانم نانسی پلوسی پس از چند دهه مبارزه نمونه‌ای از آن است که در کتاب ” شکستن سقف شیشه‌ای سیاست”، که چند سال پیش به فارسی نیز ترجمه شد تاریخ آن مبارزات به خوبی منعکس شده است. در سایر کشورها نیز این خشونت به صورت قانونی یا غیر قانونی دیده می شود. این پدیده در برخی کشورهای همسایه آشکارا و به صورت قانونی قابل ملاحظه است. اما در برخی از کشورها علیرغم وجود قوانین متعدد که دسترسی برابر در انواع مشارکت را میسر ساخته است عوامل دیگری در جلوگیری از حضور سیاسی موثر هستند که می توان آنها را تحت عنوان “خشونت‌های پنهان سیاسی علیه زنان” نام نهاد. این نوع چالش ها عمدتا جنبه فرهنگی دارد و در کشورهایی که سالها تحت فرهنگ جدا‌سازی در همه امور اجتماعی میان زن و مرد بوده‌اند بیشتر به چشم می‌خورد.
در ایران تقابل تاریخی میان ملت و نظام پادشاهی سابق در همه ابعاد زندگی نمود داشت که یکی از اشکال مبارزه میان ملت و دولت، عدم ورود آحاد زنان به حوزه های سیاسی و در مقابل ممانعت دولت ها از حضور آنها در این عرصه ها مگر با رویه های خاص مورد نظرشان بود که عمدتا در تضاد با ارزش های فرهنگی جامعه و متاثر از دوران مدرن بود. چنین شرایطی سبب شد که بطور ریشه ای این اندیشه که سیاست حق مردان است در جامعه شکل گرفته و نهادینه شود. رهبران جمهوری اسلامی ایران برای شکستن این جمود فرهنگی – سیاسی تلاش کردند و با ارزش گذاری بر روی انواع حضور زنان منجمله حضور سیاسی آنان که از همان ابتدای انقلاب آغاز شده بودسعی در پررنگ تر کردن مشارکت زنان در امور سیاسی کردند. نمونه آن حضور نمایندگان زن در مجلس شورای اسلامی از همان ابتدای شکل گیری  مجلس تاکنون است. همچنین حضور بیش از پیش و چشمگیر دختران جوان در دانشگاهها علامتی است بر مترقی بودن قوانین و عدم چالش قانونی برای پیشرفت زنان. پس نه در قانون، نه در دیدگاه رهبران کلان کشور و نه در باور مردم به حضور زنان در امور مختلف منجمله سیاست قصوری دیده نمی شود. با این حال زنان ایرانی همچنان از خشونت های سیاسی پنهان رنج می برند و می توان گفت که تاکنون نتوانسته اند همطراز مردان در مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی حضور داشته باشند. کالبد شکافی وضعیت موجود که از آن به عنوان “خشونت پنهان سیاسی علیه زنان” یاد می کنم نشان می دهد که مهمترین مانع حضور زنان در عرصه های سیاسی، “مدیران اجرایی” کشور بوده اند. به همین جهت علیرغم رشد چشمگیر فارغ التحصیلان زن  و جود متخصصین از زنان در حوزه های مختلف، هنوز مناصبی که با قابلیت های آنان  متناسب باشد به ایشان سپرده نشده است و علیرغم اعتراف صریح مدیران نسبت به عملکرد بسیار خوب و دقیق زنان در کارهایی که به آنان سپرده می شود، هنوز سقفی شیشه ای برای رشد زنان در حوزه های سیاسی قابل مشاهده است. ترکیب دولت ها از چهار دهه گذشته تاکنون نیز نشان می دهد که زنان سهم کمتری از کرسی های تصمیم سازی را در اختیار داشته اند. این نمونه در میزهای گرد تصمیم سازی و تصمیم گیری مدیریتی در همه وزارت خانه ها و ادارات دولتی و غیردولتی و در همه سطوح نیز مشهود است. در مقابل در فرآیندهای تصمیم گیری که جنبه ملی و سرنوشت ساز دارند حضور زنان اگر بیش از مردان نباشد با آنان برابری می کند که نمونه بارز آن را از ابتدای انقلاب تاکنون در همه روزهای ملی مثل روز ملی بزرگداشت ۲۲ بهمن و یا روزهای رای گیری انتخاباتی دیده ایم. ملاحظه می شود که سطح ” خشونت سیاسی پنهان علیه زنان” در ایران بخش های اجرایی – مدیریتی است. جایی که تصمیم برای حضور افراد در پستهای اجرایی در دست مردان است.
فقدان این چرخ در کنار سایر چرخ های “ماشین سیاسی” در کشور سبب شده است که تصویری نادرست از حقوق متعالی زن در کشور جمهوری اسلامی ایران به ذهن دیگران نشانده شود. و از آنجا که علت همیشه از چشم ها پنهان مانده است  این نما را به تصویر می کشاند که ماشین سیاسی حقوق بشری زنان در ایران نقص دارد.
با اتکا به فرمایشات حضرت امام (ره) که فرمودند: که “اگر نقش زن در این نهضت نبود، انقلاب به پیروزی نمی رسید”.  این انحراف از معیار کلی را می توان از فرآیند ” خشونت سیاسی  پنهان علیه زنان” برداشت کرد که در فرآیند قدرت سازی سیاسی در کشور ((زنان و مردان کاشت می کنند، ولی مردان برداشت می کنند.))

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست